<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>MOJGAN KAHEN</title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/</link>
<description>مقالات، نوشته های روزانه</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 06 Dec 2007 13:25:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>رابطه، فرهنگ و میل جنسی</title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;میل جنسی هر چند ریشه ی خود را در غریزه دارد، اما همان گونه که
روانشناسان، جامعه شناسان و مردم شناسان به ما نشان می دهند، عوامل
اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری و چگونگی بروز این گرایشات، نقشی انکار
ناپذیر دارند.&lt;/font&gt;&lt;p /&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;نه تنها در انسان، حتی در برخی حیوانات مشاهده می کنیم که تا چه حد نقش
&quot;آموزش&quot; و &quot;رابطه&quot; در شکل گیری قابلیت های جنسی افراد یک نوع، اهمیت
دارند. به عنوان مثال در بابوان ها مشاهده شده است که اگر نوزاد آن ها را
در زمان تولد از گروهشان جدا کنند، در زمان بلوغ وقتی او را به گروه
بازگردانند، قادر به برقراری رابطه ی جنسی نخواهد بود. در حقیقت چیزی که
این میمون جوان کم دارد، &quot;یادگیری اجتماعی و ارتباطی&quot; است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;روابط اجتماعی و خانوادگی ما در اولین سال های زندگی مان در شکل گیری بعد جنسی روابط ما نقشی اساسی بازی می کنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;باید گفت تجربه ی &quot;بدن&quot; به عنوان منشا لذت، از همان زمان تولد آغاز می
شود. فقدان تماس بدنی و رابطه ی عاطفی در سنین نوزادی، می تواند در رشد
تمایلات فرد تاثیر بسیار منفی داشته باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;این که نوزاد بتواند &quot;دیگری&quot; را به عنوان کسی که می تواند نیازهای
عاطفی اش را برآورده کند، تجربه کند، در تجربیات عاطفی - جنسی آینده اش
نقشی اساسی بازی می کند. دوران کودکی و نوجوانی نیز در این باروری بسیار
تاثیر گذار هستند. در بسیاری از فرهنگ ها، محدودیت های بسیار شدیدی در این
دوران ها برای کودکان و نوجوانان قائل می شوند. به عنوان مثال عدم اجازه
به کودکان در سوال کردن در این زمینه ها و سکوت کردن و آلوده شمردن تمام
چیزهایی که به غریزه ی جنسی بر می گردد، باعث ایجاد تابوهایی شدید در این
زمینه می شوند. این تابوها می توانند بر قابلیت جنسی فرد تاثیر بگذارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
يک کار تحقيقی که در سال ۱۹۷۸ توسط WELCH و KARTUB انجام شد نشان می دهد
که قابليت مردها در نعوظ، تحت تاثير مستقيم محدوديت های فرهنگی است. آن ها
در ۳۰ کشور صنعتی و غير صنعتی به مطالعه ی رفتار جنسی افراد پرداختند و به
اين نتيجه رسيدند که در کشورهايی که تابوها و قوانين نانوشته ی محدود
کننده ی جنسی بسيار زياد است، مردها بيشتر از کشورهای ديگر مشکل نعوظ پيدا
می کنند.&lt;/font&gt;
 &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;IRA RCISSE جامعه شناس نیز بر تاثیر فرهنگ به عنوان عامل تعین کننده ی
رفتار جنسی انسان، تایید می کند. او معتقد است با وجود این که تمام زن ها
از لحاظ بیولوژیکی توان رسیدن به لذت جنسی و ارگاسم را دارند، رسیدن به
این تجربه، تحت تاثیر مستقیم اهمیتی است که هر فرهنگ به لذت جنسی زن می
دهد.&lt;br /&gt;
برای مثال، زنان قبیله ی &quot;سو&quot; رابطه ی جنسی را اصلا لذت بخش نمی دانند و
اگر این عمل را انجام می دهند، تنها برای این است که بتوانند بچه دار
شوند. باید گفت در این قبیله، لمس ارگان جنسی ممنوع است و این تصور وجود
دارد که ارگاسم فقط متعلق به مردان است. (LAIGHIN, ALEGEIR 1979) &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در حالی که در قبیله ی مانگان های پولونزی، دختران را به یادگیری لذت
بردن و لذت دادن جنسی، تشویق می کنند. زن های این قبیله می آموزند که از
لحاظ جنسی و عاطفی فعال باشند و برای یافتن مردی که از لحاظ جنسی با آن ها
منطبق است، مردان متفاوتی را بر محک آزمون بگذارند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; تجربه ی من به عنوان روانشناس به من نشان داده است که در زن و مردهای
ایرانی نیز عامل فرهنگ تاثیر زیادی در ایجاد اختلات جنسی در آن ها دارد.
برای مثال عدم شناخت مکانیسم های لذت جنسی در زن می تواند باعث شود که زن
های ما سال های متمادی هیچ تجربه ای از لذت جنسی نداشته باشند و مشاهده می
کنیم که گاهی آموزش های کوتاه می توانند تحول عظیمی در زندگی جنسی فرد و
زوج بازی کند. در فرهنگ ما عضو جنسی زن نه به عنوان عضوی که می تواند منشا
لذت باشد، بلکه به عنوان بخشی از بدن که تنها شرم و گناه را برای او می
تواند به همراه بیاورد تلقی می شود و بسیاری از زن های جوان ایرانی را می
بینیم که صحبت کردن در مورد عضو جنسی شان تنها احساس نفرت و بیزاری در آن
ها ایجاد می کند. تحقیقات نشان داده است که کسانی که یاد می گیرند امیال
جنسی و حس های جسمی شان را به طور دائم سرکوب یا تحقیر کنند، بعد از
ازدواج حتی با همسرشان نیز احساس معذب بودن می کنند.(kaplan1974 , ban
crofl 1983)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;به عقیده ی روانشناسان و سکسولوگ ها، شمار بسیار زیادی از مشکلات جنسی انسان ها، ریشه ی جسمی و فیزیولوژیک ندارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;تحقیقات نشان داده است که فاکتورهای روانی و نیز مشکلاتی که افراد در
رابطه برقرار کردن با هم دارند، از عوامل اصلی بسیاری از ناهنجاری های
جنسی است که افراد با آن ها مواجه می شوند. از طرفی همان طور که گفتیم،
عامل فرهنگ و عدم اطلاعات صحیح در زمینه ی جنسی نیز نقش زیادی در ایجاد
این اختلالات دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
ولی نباید فراموش کنیم که فرهنگ در زمینه ی میل جنسی در ابعادی، نقشی مثبت
را نیز می تواند بازی کند. چنان چه GEORGE BASTIN نیز تایید می کند، فرهنگ
با قوانین و نرم ها، ممنوعیت ها و تابوهایش ترمزی در بشر ایجاد می کند که
به او اجازه می دهد رانش های جنسی اش را با قالب های اجتماعی منطبق کند.&lt;/font&gt;
 &lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در این میان زبان نقش اساسی بازی می کند. نقش زبان دراین راستا، انتقال
ارزش ها و نیز ابزاری برای بیان احساسات، خواهش ها و نیازهای او می باشد.
در رشد کودک، آمیزش زبان با تماس های عاطفی، شکل گیری جنبه های گوناگون
زندگی عاطفی - جنسی کودک را باعث می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;متاسفانه در فرهنگ ما اطلاعات غلط و ناقصی که در زمینه ی جنسی وجود
دارد، سد بزرگی در مقابل کشف لذت جنسی است. اگر افراد راحت تر می توانستند
از احساسات جنسی شان با همسر یا دوستشان صحبت کنند، بسیاری از مشکلات جنسی
راحت تر حل می شد. در بین هموطنان ما تعداد افرادی که تنها با رجوع به
حدسیات و شناخت ذهنی که از فرد مقابل دارند با دیگری ارتباط جنسی برقرار
می کنند بسیار زیاد است. روان درمانی های خانوادگی به ما نشان می دهد که
زمانی که در حضور روانشناس، فرد شروع به بیان نیازها و احتیاجات جنسی اش
می کند، دیگری چقدر خود را نسبت به حرف های او بیگانه حس می کند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در حقیقت ما تنها در گفتگو از شخصی ترین حس های جنسی مان با زوجمان است
که می توانیم او را به دنیای خودمان وارد کنیم. بسیاری بر این پنداریم که
لذت بردن یا لذت دادن به دیگری نباید پدیده ی پیچیده ای باشد; اما نباید
فراموش کرد که ما انسان ها در ابعاد گوناگون با هم متفاوتیم و فهمیدن و حس
کردن دیگری همیشه خیلی راحت نیست. زیرا ما هر کدام دارای پیشینه های
تربیتی و ژنتیکی متفاوت هستیم. خوشبختانه در بشر زبان و رابطه ی کلامی و
غیر کلامی می تواند فاصله هایی را که ما را از هم جدا می کند، نه کاملا
ولی تا حدود زیادی برطرف کند. این به این معنی نیست که دیگری را شبیه خود
کنیم و یا خود را شبیه نیازهای او کنیم. بلکه به این مفهوم است که با وارد
شدن به دنیای متفاوت دیگری، بتوانیم با حس های جنسی او ارتباط نزدیک تری
برقرار کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;روانشناسان ارتباط به ما نشان می دهند تا چه حد مشکلات ارتباطی که در
یک زوج وجود دارد می تواند در نوع برقراری رابطه ی جنسی آن ها با هم تاثیر
گذار باشد: عدم توانایی ایجاد یک رابطه ی عاطفی درست، بازی قدرت، ناتوانی
در ایجاد دیالوگ بر سر مشکلاتی که با آن مواجهند، می تواند تاثیر مستقیم
بر رابطه ی جنسی یک زوج بگذارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; به عنوان مثال زنی که این احساس را دارد که شوهرش تنها در زمان رابطه
ی جنسی به او توجه می کند، می تواند به طور ناخوآگاه این عدم رضایتش را با
حذف میل جنسی یا عدم رسیدن به ارضای جنسی بیان کند. بدین ترتیب با رفتاری
غیر کلامی فاصله ی عاطفی که آن دو را از هم جدا می کند را به دیگری انتقال
می دهد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;عامل &quot;رابطه ی قدرت&quot; نیز نقش مهمی در میل جنسی افراد بازی می کند.(MC
CORNICK, JESSER 1983) افرادی که حس می کنند شخص مقابلشان تسلط رابطه را
در دست دارد و اوست که تصمیمات مهم را می گیرد، قادر نیستند خود را در لذت
جنسی رها کنند و همیشه بهانه هایی پیدا می کنند که از برقراری رابطه ی
جنسی با دیگری سر باز زنند و به این ترتیب احساس می کنند که آن ها هم به
نوعی کنترل رابطه را در دست دارند. می بینیم چگونه بستر زناشویی می تواند
تبدیل به میدان کازار شود و در آن هر کدام از طرفین سعی می کنند &quot;موضع
برتر&quot; را به دست بیاورند و در این میان لذت جنسی به دست فراموشی سپرده می
شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;نکته ی مهمی که من در این بحث می خواستم نشان دهم این است که به چه
میزان عوامل ارتباطی و فرهنگی می تواند در میل جنسی بشر تاثیر گذار باشد.
تا حدی که در خیلی موارد اختلالات جنسی نتیجه ی مجموعه ای ازاسترس های
روانی،اجتماعی و فرهنگی می باشند. این استرس ها می توانند در عملکرد
فیولوژیک ما از جمله کارکرد هورمون ها تاثیر بگذارند و در تجربیات جنسی
مان به عنوان عواملی باز دارنده عمل کنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 06 Dec 2007 13:25:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mojgankahen&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>mojgankahen</dc:creator>
<guid>http://mojgankahen.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودارضایی: از باورهای فرهنگی تا نگرش‌های علمی</title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;br /&gt;





&lt;p&gt;ساختار روانی و اجتماعی پیچیده‌ی انسان در تمام ابعاد زندگی او،
تأثیراتی بنیادین دارد. رفتارهای جنسی ما نیز تحت تأثیر عواملی گوناگون از
جمله باورها، عوامل تربیتی، محدودیت‌های اجتماعی و غیره هستند. این عوامل
هر چند می‌توانند تأثیرات و تحولات مثبتی را در منش‌های جنسی ما به وجود
بیاورند. ولی هم‌زمان به نوعی این قدرت را نیز دارند که با سرکوب‌های شدید
این نوع نیاز‌ها، در سلامت و بهداشت روانی انسان خدشه وارد کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خوشبختانه ما در عصری زندگی می‌کنیم که پیشرفت علوم در زمینه‌های
گوناگون مثل پزشکی، علوم اجتماعی و روان‌شناسی، روشن‌گری‌هایی در ارتباط
با انسان، نیاز‌ها و کارکرد‌های روانی و فیزیولوژیک او در اختیارمان
گذاشته است. به گونه‌ای که بسان روزگاران گذشته، ناچار نیستیم برای درک
پدیده‌ها به باور‌های پدرانمان اکتفا کنیم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خودارضایی، یک نمونه از رفتار‌های بشری است که قرن‌ها در فرهنگ‌های
گوناگون به عنوان پدیده‌ای شنیع نگریسته شده و تنها پیشرفت‌های علمی
دهه‌های اخیر است که تحولی اساسی در تصویر‌ی که از خودارضایی وجود داشته،
به وجود آورده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من به عنوان یک روان‌شناس فارسی‌زبان، در طی چند سال اخیر به ضرورت
پرداختن به این موضوع برای ایرانی‌ها پی برده‌ام. زیرا نامه‌های متعددی از
هم‌وطنان عزیز و خصوصاً جوان‌ها دریافت می‌کنم که همگی دال بر تصورات
اشتباه و غیرعلمی است که از خودارضایی در جامعه‌ی ما وجود دارد. تصوراتی
که تأثیراتی روحی زیادی باقی می‌گذارند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;متاسفانه بسیاری از سایت‌ها و وبلاگ‌هایی که به زبان فارسی وجود دارند،
بر ترویج واستحکام این اطلاعات بی‌پایه، دامن می‌زنند. آن‌ها از خودارضایی
به عنوان رفتاری که پیامد‌های روحی و جسمی جبران‌ناپذیر به همراه می‌آورد،
یاد می‌کنند. جالب این است که برای اثبات ادعاهای خود، کوچک‌ترین دلیل
علمی ارائه نمی‌دهند. یا اگر می‌دهند، بدون ذکر مرجعی معتبر و علمی است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;من در اینجا مناسب دیدم که بحثم را با نگاهی کوتاه به نگرشی که در
گذشته در کشورهای غربی از خودارضایی وجود داشته است، آغاز کنم. زیرا
شباهت‌های زیادی بین این تصورات با باورهایی که در ذهنیت برخی هم‌وطنانمان
در مورد خودارضایی وجود دارد، مشاهده می‌کنم. باشد که آشنایی با این
باورها و تحولاتی که با پیشرفت علم در آن‌ها ایجاد شده، بتواند خوانندگان
فارسی‌زبان ما را در این زمینه آگاهی بیشتری بخشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;small&gt;بخش اول:&lt;/small&gt;&lt;br /&gt;خودارضایی و پزشکان غرب، در قرون گذشته&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;نکته‌ای
که در رابطه با خودارضایی در تاریخ غرب باید گفت این است که در متون پزشکی
قبل از قرن هفدهم، خیلی کم در این ارتباط صحبت می‌شود. این طور بر می‌آید
که پزشکان در این ارتباط بیشترسکوت می‌کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در برخی از نوشته‌ها که از آن زمان به جا مانده است، از آن به عنوان پدیده‌ای مفید یاد شده است. از جمله گالین&lt;sup&gt;۱&lt;/sup&gt;
که معتقد بود نگه داشتن منی و خارج نکردن آن، می‌تواند برای سلامتی مضر
باشد. به عقیده‌ی او بشر باید از طریق رابطه با همسرش یا از طریق
خودارضایی سعی در آزاد کردن اسپرم‌هایش بکند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در قرن شانزدهم حتی مشاهده می‌کنیم که بعضی از پزشکان خودارضایی را توصیه می‌کردند. از جمله یک آناتومیست ایتالیایی به نام فالوپ&lt;sup&gt;۲&lt;/sup&gt; از اهمیت آموزش خودارضایی به جوان‌ها یاد می‌کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از قرن هفدهم به بعد، مشاهده می‌کنیم که در بسیاری متون خودارضایی به
شدت محکوم و از آن به عنوان عامل بسیاری از بیماری‌های جسمی و روحی یاد
می‌شود. تنها تحولات علمی دهه‌های اخیر است که به این تصورات غلط پایان
داده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بسیاری از محققین معتقدند که انتشار کتابی به نام «اونانیا» در سال
۱۷۱۵ تأثیر بسزایی در رواج افکار منفی که در چند قرن گذشته نسبت به
خودارضایی وجود داشته، گذاشته است&lt;sup&gt;۳&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این کتاب نویسنده عنوان می‌کند که ضررهای ناشی ازخودارضایی، تمام
جسم و روح فرد را فرا می‌گیرد و او را به سوی مرگ سوق می‌دهد. از این دوره
به بعد می‌بینیم که پزشکان تا چند قرن خودارضایی را به عنوان عامل بسیاری
از بیماری‌ها تصور می‌کردند. از بیماری‌های عصبی گرفته تا بیماری‌های جنسی
مثل سیفلیس و سرطان و کری و ضعف چشم! و بدین گونه وحشت زیادی در جوان‌ها و
نوجوانانی که دست به این کار می‌زدند، ایجاد می‌کردند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پزشک دیگری به نام تیسو&lt;sup&gt;۴&lt;/sup&gt; (۱۷۲۸) که تأثیر زیادی در نظریات
پزشکان زمان خود داشت، معتقد بود که منی، نقش اساسی در عملکرد اساسی
ارگانیسم به عهده دارد و به هدر دادن آن، می‌تواند باعث ضعیف شدن بدن و
ایجاد بیماری شود. او نیز مثل بسیاری از پزشکان هم‌عصرش بر این باور بود
که این مایع ارزشمند را تنها زمانی باید استفاده کرد که شانسی برای تولید
مثل وجود داشته باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;فهرست بیماری‌هایی که به خودارضایی نسبت می‌دادند، بسیار طولانی است:
اختلالات مغزی و عصبی، دیوانگی، جنون، اختلالات استخوانی مثل راشیتیسم،
اختلالات سیستم تنفسی نظیر سل، اختلالات قلبی و عروقی، گوارشی و غیره.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دکتر بورژ تا آنجا پیش می‌رود که چنین می‌گوید: «تعداد آدم‌هایی که این
عمل زشت به کشتن داده است، از آدم‌هایی که در اثر جنگ و اپیدمی کشته
شده‌اند، بسیار بیشتر است.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دکتر دیگری به نام« دوبای » از او هم فراتر می‌رود و مدعی می‌شود که
خودارضایی نه تنها خود انسان بلکه نسل بشر را نیز منهدم خواهد کرد&lt;sup&gt;۵&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این عقاید در قرن نوزدهم هم بسیار جاری بود. والینگ (۱۹۰۴) عواقب زیر
را برای خودارضایی عنوان کرده بود: «از دست دادن حافظه، حواس‌پرتی،
بی‌تفاوتی به رابطه‌ی جنسی...»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;او از قول یک پزشک آلمانی این طور نقل قول می‌کند: «کسی که خودارضایی
می‌کند، به تدریج قابلیت‌های اخلاقی خود را از دست می‌دهد و ظاهری احمق و
زنانه پیدا می‌کند. همیشه غمگین و دست و پا چلفتی است و از هر گونه فعالیت
ذهنی بیزار می‌شود... در ضمن در حضور دیگران مضطرب است&lt;sup&gt;۶&lt;/sup&gt;.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در حقیقت اشکال اساسی علم فیزیولوژی در آن قرون ذهنی و نظری بودنش است
که دلیل آن نیز این بوده که ابزار شناخت علمی به مفهوم مدرن آن، هنوز وجود
نداشته است. به تعبیر «امیل گی ینو&lt;sup&gt;۷&lt;/sup&gt;» این‌ها تئوری‌هایی کودکانه بیش نبوده‌اند که بسیار تحت تأثیر باورهای اخلاقی آن زمان قرار داشته‌اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در آن دوره کسانی که خودارضایی می‌کردند، برای جامعه خطرناک محسوب
می‌شدند. «شانون» (۱۹۱۳) تا آنجا پیش می‌رود که می‌گوید حتی زوج‌هایی نیز
که ارگان جنسی یکدیگر را لمس می‌کنند، نتایج و عواقب جسمی و روحی وخیمی در
انتظارشان است و زندگی‌شان تباه می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این نگرش منفی در ارتباط با خودارضایی، عواقب زیادی با خود در بر داشت.
زیرا این پزشکان در جهت پیش‌گیری و درمان آن راه‌هایی نیز پیشنهاد
می‌کردند که هیچ ارتباطی با شغل ایشان نداشته است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از روش‌هایی که این پزشکان برای مبارزه با خودارضایی جوانان و نوجوانان
ارائه می‌دادند، می‌توان از حبس کردن دست‌ها در کیسه به هنگام خواب و یا
بستن حلقه‌ای آهنی به آلت پسران برای جلوگیری از خودارضایی و نعوظ در خواب
نام برد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این حلقه‌ها دارای تیغه‌های تیزی بودند که چنان چه در خواب به نوجوان
حالت تحریک جنسی دست می‌داد، تماس پوست آلت با تیغه‌های حلقه او را از
حالت نعوظ خارج می‌کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یا طبق پیشنهاد «وتوری» در هنگام خواب طنابی را از یک سر به آلت و از
سر دیگر به گردن فرد وصل می‌کردند؛ به طوری که در هنگام تحریک جنسی، فشار
طناب به آلت به قدری دردآور باشد که نعوظ خاتمه پیدا کند&lt;sup&gt;۸&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یکی از مشغولیات ذهنی عمده‌ی پزشکان قرن ۱۹ این بود که چگونه اشتهای
سیری‌ناپذیر جنسی زن را خاموش کنند. «دکتر فیو» در سال ۱۸۸۰ در مورد میل
جنسی زن این طور توضیح می‌دهد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;«مردها باید کاملاً مواظب باشند که تا می‌توانند از بیدار شدن امیال
جنسی زن جلوگیری کنند و مراقب باشند که در هنگام انجام عمل جنسی، کاری
انجام ندهند که این لذت‌های شدید در زن بیدار شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نباید فراموش کرد که همه‌ی زن‌های نجیب هم به طور بالقوه این شهوات
بی‌حد را در خود نهفته دارند و این وظیفه‌ی همسر است که مواظب باشد تا با
«نوازش‌های خطرناک» این لذایذ را بیدار نکند.&lt;sup&gt;۹&lt;/sup&gt;»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پزشکان دیگر برای مهار کردن این امیال، راه‌های دیگری نیز پیشنهاد
می‌کردند از جمله: آموزش زن در منفعل بودن، خجالتی و بی‌دست و پا بودن،
استفاده از کمربندهای عفت که آلت تناسلی زن را در خود محبوس می‌کرد. زیرا
به عقیده‌ی آن‌ها، زن خوب و نجیب زنی بود که از هرگونه میل جنسی عاری باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پزشکی به نام دکتر« گرین» که عضو آکادمی پزشکان نیز بود، برای مبارزه
با خودارضایی دختران، در مواردی که کنترل و تنبیه‌های دیگر کارساز نبود،
سوزاندن دهانه‌ی واژن با آهنی که از داغی سرخ شده بود، تجویز می‌کرد و
توصیه می‌کرد این کار را تا زمانی که انقباضات کلیتوریس و واژن متوقف نشده
است، ادامه دهند. اگر تمام این راه‌ها اثر نمی‌کرد اقدام به بریدن
کلیتوریس می‌کردند&lt;sup&gt;۱۰&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یک متخصص امور تربیتی در بلژیک، نیمکتی ارائه داده بود که وقتی شاگرد
مدرسه‌ها روی آن می‌نشستند، دو پایشان از هم با فاصله قرار می‌گرفت. بدین
ترتیب از تماس و مالش دو پای دانش‌آموز با هم که می‌توانست ایجادکننده
تحریک جنسی باشد، جلوگیری می‌کردند&lt;sup&gt;۱۱&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یا توصیه می‌شد بچه‌ها را از یک سری بازی‌ها منع کنند. مثلاً دخترها را
از«اسب چوبی متحرک» سوار شدن و پسر‌ها را از سر خوردن روی میله‌ی راه
پله‌ها&lt;sup&gt;۱۲&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;با پیشرفت علم پزشکی و سایر حوزه‌های علمی در قرن اخیر، اثبات رابطه
میان خودارضایی و بیماری‌های مختلف، دشوارتر شد. از عوامل مهم تردید در
باور‌هایی که در زمینه‌ی استمنا وجود داشت کار تحقیقی وسیع و پردامنه‌ی
فردی به نام کینزی (۱۹۴۸) بود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;کینزی و گروهش، با افراد بسیار زیادی در زمینه‌ی زندگی جنسی‌شان مصاحبه
کردند. یکی از نتایج بدست آمده این بود که در آمریکای آن زمان، ٪۹۶ افراد،
ارضای جنسی با خودارضایی را تجربه کرده بودند&lt;sup&gt;۱۳&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این تحول در دیدگاه‌ها تا جایی می‌رسد که در فرهنگ پزشکی لاروس
منتشرشده در سال ۱۹۷۲ این طور می‌خوانیم: «خودارضایی چنان در بین آدم‌ها
(چه نوجوان، چه شخص بالغ) معمول است که نمی‌توان آن را بیماری تلقی کرد&lt;sup&gt;۱۴&lt;/sup&gt;.»&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در حالی که در فرهنگ لاروس متعلق به قرن نوزدهم عنوان شده بود که کسانی
که خودارضایی می‌کنند، تمام قدرت‌های فکری و بدنی خود را از دست می‌دهند و
مبتلا به انواع و اقسام بیماری‌ها می‌شوند&lt;sup&gt;۱۵&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این سیر تحول، همان طور که در بخش بعدی خواهیم دید، علم سکسولوژی در
سال‌های اخیر به جایی رسیده است که از خودارضایی، به عنوان ابزاری برای
درمان کسانی که مشکلات جنسی دارند، بهره می‌جوید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نباید فراموش کرد که این تحولات نسبتاً جدید است و بی‌تردید نتیجه‌ی
دگرگونی‌ها و پیشرفت‌های جوامع غربی در ابعاد گوناگون علمی، اجتماعی،
فرهنگی و سیاسی است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در بخش دوم این مقاله، به بررسی باور‌هایی که در بین ما ایرانی‌ها رایج
است می‌پردازیم و سپس دیدگاه‌های جدید علمی را عنوان خواهیم کرد.&lt;/p&gt;

&lt;center&gt;***&lt;/center&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;small&gt;بخش دوم:&lt;/small&gt;&lt;br /&gt;باور‌های ما ایرانی‌ها از خودارضایی و دیدگاه‌های علمی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;من در پایان‌نامه‌ی دانشگاهی‌ام&lt;sup&gt;۱۶&lt;/sup&gt;
که موضوع آن «تأثیر فرهنگ و مهاجرت در باورهای ما از مسائل جنسی» است،
بخشی را به مسئله‌ی خودارضایی اختصاص دادم. (این رساله که کاری آماری است
به مقایسه‌ی سه گروه ایرانی‌های ایران، بلژیکی‌ها و ایرانی‌های مقیم بلژیک
اختصاص دارد.)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;فکر می‌کنم ذکر خلاصه‌ای از نتایج آماری این بخش از رساله مفید باشد:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اكثریت قریب به اتفاق افراد گروه «ایرانیان ایران» خودارضایی را به شدت
یك «انحراف اخلاقی» قلمداد می‏كنند. (٪۸۹ زنان و ٪۷۰ مردان) در صورتی كه
گروه «بلژیكی‏‌ها» به ندرت با چنین نظری موافق هستند. (٪۴.۷)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در مورد «ایرانیان بلژیك» باید گفت كه در بین دو گروه دیگر قرار دارند.
یعنی هر چند تعداد كسانی كه در این گروه خودارضایی را انحرافی اخلاقی
می‏دانند به مراتب كم‌تر از «ایرانیان ایران» است ولی باز به میزان
«بلژیكی‏ها» نمی‏رسد (تفاوت «ایرانیان بلژیك» با دو گروه دیگر معنی‌دار
است.)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مسأله‏ای كه در مورد «ایرانیان ایران» در ارتباط با جواب به این سؤال
نظر ما را به خود جلب كرد این است كه اعتقاد و یا عدم اعتقاد مذهبی هیچ
تأثیری روی نوع جواب این افراد نداشته است. نكته‏ای كه نشان می‏دهد كه این
مسأله بیشتر جنبه‏ی فرهنگی دارد تا دینی.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بیشتر از نیمی از افراد گروه «ایرانیان ایران» خودارضایی را برای سلامت
روح و روان مضر می‏دانند (٪۵۴ زنان و ٪۶۰ مردان) در حالی كه این مسأله در
بین «بلژیكی‌ها» (٪۱۰ مردان و ٪۵ زنان) و «ایرانی‏های بلژیك» (٪۲۵ مردان و
٪۵ زنان) به مراتب كم‌تر مشاهده می‏شود.&lt;br /&gt;
(نمودار ۱)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;img src=&quot;http://www.radiozamaneh.info/pictures-new/mkc-1.jpg&quot; id=&quot;photow&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;small&gt;&lt;small&gt;نمودار 1: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟&lt;/small&gt;&lt;/small&gt;


&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
نكته‏ای كه در مورد گروه زنان ایرانی مقیم بلژیك قابل توجه است، درصد
تقریبا بالای جواب «نمی‏دانم» به این سؤال است. (٪۵۲) ( نمودار ۲)&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.radiozamaneh.info/pictures-new/mkc-2.jpg&quot; id=&quot;photow&quot; /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;small&gt;&lt;small&gt;نمودار2: آیا خودارضایی برای جسم و روان مضر است؟&lt;/small&gt;&lt;/small&gt;


&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این باره می‏توان دو فرض متفاوت ارائه داد: از یك سو می‏توان چنین
نتیجه گرفت كه زنان ایرانی بلژیک، باورهای فرهنگ ایران در این مورد را ترك
كرده‏اند؛ ولی هنوز باورهای جامعه‏ی جدید را نپذیرفته‏اند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;از سوی دیگر همچنین می‏توان فرض كرد که این زنان، به عدم اطلاع كافی
خود در این زمینه‏ پی برده‌اند. زیرا داده‏های فرهنگی در مورد مسأله‌ای که
به حوزه‏ی پزشكی و علمی مربوط می‏شود را كافی نمی‏دانند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تفاوت‌هایی كه بین ایرانی‌ها و بلژیكی‌ها مشاهده می‌کنیم، حاصل این است
كه محیط فرهنگی در حوزه وسیعی از زندگی انسان عمل می‌كند و در حقیقت رابط
بین انسان و واقعیت است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;انعکاس باورهای ما ایرانیان در اینترنت:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سایت‌ها و
وب لاگ‌های ایرانی نمونه‌های خوبی از این باور‌های منفی و غلط از
خودارضایی هستند. بسیاری از افراد، اینترنت را یک ابزار اطلاع‌رسانی مدرن
تلقی می‌کنند و برای یافتن پاسخ به سؤالاتشان از آن استفاده می‌کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ولی با کمال تاسف مشاهده می‌کنیم که موتور‌های جستجو در بر گیرنده‌ی
مطالبی نیز هستند که به هیچ وجه سندیت علمی ندارند. بخشی از مطالب فارسی
که در سایت‌ها و وبلاگ‌های ایرانی در مورد خودارضایی مشاهده می‌کنیم،
نوشته‌هایی هستند که من آن‌ها را«شبه‌علمی» می‌خوانم. در این مقالات
نویسنده با استفاده از لغات و اصطلاحات علمی و نام بیماری‌ها اغلب بدون
ذکر هیچ مرجعی برای گفتارش، سعی در اثبات عقاید خود دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در اینجا به عنوان نمونه، به بررسی یکی از این مقالات می‌پردازم:&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در مقاله‌ای به نام «&lt;u&gt;&lt;a href=&quot;http://iranjens.blogfa.com/&quot;&gt;خودارضایی و جوانان&lt;/a&gt;&lt;/u&gt;»
خودارضایی به عنوان «انحراف» و در جایی دیگر به به عنوان « بیماری» تلقی
می‌شود و عوارض بی‌شماری را به آن نسبت می‌دهد. عوارضی مثل خستگی ضعف چشم،
اضطراب، ضعف حافظه و ..&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نویسنده‌ی این مطلب به دو سایت انگلیسی‌زبان رجوع می‌دهد. در حقیقت یکی از این سایت‌ها (&lt;u&gt;&lt;a href=&quot;http://www.herballove.com/&quot;&gt;herballove&lt;/a&gt;&lt;/u&gt;)
سایتی تبلیغاتی است که در آن محصولات گیاهی برای بالا بردن توانایی جنسی
می‌فروشند و خود این محصولات نیز به لحاظ علمی تأیید شده نیستند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;باید گفت استفاده از نام یک سایت انگلیسی در جهت این است که خواننده‌ی
ایرانی راحت‌تر صحت حرف‌های نویسنده را بپذیرد. گذاشتن معادل انگلیسی بعضی
واژه‌ها نیز در همین جهت است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این مطلب با اتکا به گفته‌های این سایت تبلیغاتی، نویسنده سعی دارد
با ادبیاتی «شبه‌علمی» مضر بودن خودارضایی را به اثبات برساند. این گفتمان
هیچ نقطه‌ی مشترکی با آن چه در دانشگاه‌های معتبر جهان عنوان می‌شود،
ندارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در جای دیگر، نویسنده این مقاله برای اثبات این که خودارضایی مولد
بیماری‌های روحی است، به جای رجوع به منابع معتبر روان‌شناسی، از سایتی که
متعلق به &lt;u&gt;&lt;a href=&quot;http://www.anael.org/&quot;&gt;یک فرقه‌ی مذهبی&lt;/a&gt;&lt;/u&gt; است، فاکت می‌آورد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بالاخره ما در این مقاله به نام یک پزشک (که البته نویسنده به اشتباه
فکر کرده است که روان‌شناس است!) برمی‌خوریم که معتقد است خودارضایی
بیماری است و باید ترک شود. ولی اشکال بزرگ این استناد این است که این
جناب ویکتور پوشه نظراتش به ۸۰ سال پیش بر می‌گردد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;همان طور که دیدیم علم پزشکی از ۸۰ سال پیش تا کنون تغییرات عمده‌ای
کرده است و نقطه نظرهای کنونی، با دیدگاه‌هایی که پزشکان در آن زمان در
ارتباط با خودارضایی داشتند، تفاوت‌های زیادی دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;متأسفانه نه در این مقاله، نه در مقالات مشابه فارسی که در اینترنت
مشاهده می‌کنیم و سعی در نفی خودارضایی دارند، هیچ استدلال و یا مرجع درست
علمی مشاهده نمی‌کنیم. با این حال باید گفت که خوشبختانه شمار مطالب
علمی‌تر در این زمینه در سایت‌های فارسی در حال افزایش است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در اینجا بهتر دیدم به پرسش‌های متداولی که در ذهن بسیاری از ما در
مورد خودارضایی وجود دارد، با استفاده از نظرات جدید علمی پاسخ گویم. زیرا
معتقدم عدم آگاهی صحیح در این زمینه می‌تواند مولد عوارض گوناگون روحی چون
اضطراب و افسردگی شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;آیا خودارضایی باعث بیماری‌های جسمی و جنسی می‌شود؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;همان
طور که قبلاً هم بیان کردم، تحقیقات متعدد آماری که در این زمینه انجام
شده نشان می‌دهد که اکثریت قریب به اتفاق انسان‌ها این عمل را انجام
می‌دهند و اگر این فرضیه‌های قرن هجدهم صحت داشت، درصد افرادی که مبتلا به
بیماری‌های کوری و کری و غیره بودند، بسیار بیش از این‌ها بود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;دانشمندان قرن حاضر، نه تنها هیچ رابطه‌ای بین بیماری‌های جسمی و
خودارضایی پیدا نکرده‌اند، بلکه آخرین تحقیقات مرکز اپیدمیولوژی سرطان در
استرالیا، نشان داده است که خودارضایی باعث کاهش ریسک ابتلا به سرطان
پروستات می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;گراهام ژیل یکی از از مسئولین این تحقیق عنوان می‌کند که انزال مداوم،
مانع جمع شدن اسپرم در کانال‌های پروستات می‌شود. او یادآور می‌شود طبق آن
چه پژوهش‌ها نشان داده‌اند، ماندن زیاد اسپرم در کانال‌های پروستات،
می‌تواند یکی از فاکتورهای سرطان‌زا باشد&lt;sup&gt;۱۷&lt;/sup&gt;.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یکی دیگر از نکاتی که در بعضی سایت‌های ایرانی مشاهده می‌کنیم این تصور
است که خودارضایی باعث انزال زودرس می‌شود. در صورتی که به گفته‌ی
روان‌شناسان و سکسولوگ‌ها، خودارضایی را می‌توان نوعی «خودآموز‌ی جنسی»
تلقی کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یکی از تکنیک‌هایی که در سکس‌درمانی برای مبارزه با انزال زودرس
پیشنهاد می‌شود، سعی در تحریک جنسی از طریق خودارضایی است. در حقیقت در
این روش به فرد توصیه می‌شود که در لحظه‌ی نزدیک شدن انزال، موقتاً
خودارضایی را متوقف کند و بعد از چند لحظه که هیجان جنسی کاهش یافت،
دوباره به این کار بپردازد. در حقیقت با این تمرین فرد یاد می‌گیرد که
زمان نعوظ را طولانی‌تر کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;به گفته‌ی دکتر«میشل سر&lt;sup&gt;۱۸&lt;/sup&gt;» سکسولوگ فرانسوی، گاهی شاهد این
می‌شویم که نوجوان یا جوانی که هنوز تجربه‌ی جنسی ندارد، خودارضایی را در
جهت انزالی خیلی سریع انجام دهد که هدفش تنها کاهش سریع فشار جنسی است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;او عنوان می‌کند که زمانی که خودارضایی تنها با هدف انزالی شتاب‌زده
باشد و فرد زمان کافی را برای لذت جنسی برای خود قائل نشود، ممکن است به
این انزال سریع عادت کند و در روابط جنسی‌اش هم دچار انزال زودرس شود. در
حالی که اگر خودارضایی بدون احساس گناه و در آرامش و با زمان کافی انجام
شود، نه تنها باعث ایجاد مشکل انزال زودرس نمی‌شود، بلکه زمان نعوظ را نیز
می‌تواند افزایش دهد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;strong&gt;خودارضایی و مشکلات روحی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;یکی از تصورات غلطی که در
مورد خودارضایی وجود دارد و انعکاس آن را در بخش‌های فارسی‌زبان اینترنت
نیز می‌بینیم، این است که خودارضایی باعث انواع و اقسام بیماری‌های روحی،
کم شدن ضریب هوش و غیره می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این در صورتی است که روان‌شناسان و سکسولوگ‌ها، درست به عکس این موضوع
دست یافته‌اند. آن‌ها معتقدند که خودارضایی نقش مهمی در سلامت روان افراد
می‌تواند بازی کند. نکته‌ای که روان‌شناسان بر آن تأیید دارند، ضرورت دادن
اطلاعات درست در این زمینه، خصوصاً به نوجوانان است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در حقیقت تمام تصورات منفی و گناه‌آلودی که فرد در مورد خودارضایی
دارد، می‌تواند مولد اضطراب و افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفس باشد.
زیرا هر بار که برای تسکین نیاز‌های جنسی‌اش به خودارضایی رو می‌آورد،
تمام آن باور‌های نادرست در ذهنش بیدار می‌شود و حس از خود بیزاری را در
او بیدار می‌کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;احساس این که در حال ضربه زدن به جسم و روانش است، باعث می‌شود اضطرابی
عمیق بر او چیره شود. در حالی که اطلاعات درست می‌تواند این تجربه را
تبدیل به تجربه‌ای مثبت و بارور کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;یکی از بزرگ‌ترین عملکرد‌های خودارضایی این است که به فرد کمک می‌کند
بدن خود را بشناسد و کشف کند که چگونه می‌تواند تجربه‌ی لذت را از طریق
بدنش به دست بیاورد. در حقیقت این تجربه درتحول رابطه‌ی جنسی فرد با زوجش
نیز می‌تواند بسیار مؤثر باشد. زیرا او این توانایی را می‌یابد که طرف
مقابل را به سمت نوازش‌ها و حرکاتی که برایش لذت‌آور هستند، هدایت کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;طبق آن چه تجربه‌ی سکسولوگ‌ها به ما می‌آموزد، بسیاری از زنانی که دچار
سردمزاجی و یا فقدان ارگاسم هستند، کسانی هستند که همیشه از خودارضایی
امتناع کرده‌اند. به عقیده‌ی «ژرارد لولا&lt;sup&gt;۱۹&lt;/sup&gt;» سکسولوگ فرانسوی، بین عدم آشنایی زن با بدنش و عدم توانایی لذت بردن او از رابطه‌ی جنسی، ارتباط مستقیم وجود دارد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;خصوصا در جوامع سنتی که به زن اغلب نقشی منفعل عطا شده است و اساسا لذت
جنسی را پدیده‌ای مردانه تلقی کرده‌اند، تعداد بی‌شماری از زن‌ها هیچ گاه
سعی در شناخت بدن خود به عنوان منشا کسب لذت نمی‌کنند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;اضافه بر آن شرایطی که اغلب این زن‌ها در آن اولین رابطه‌ی جنسی خود را
تجربه می‌کنند، عدم آگاهی مرد در چگونگی برانگیختن و ارضای امیال جنسی زن
و نیز ناآشنا بودن خود زن نسبت به امیال جنسی‌اش، در خیلی از موارد این
تجربه را تبدیل به تجربه‌ای مشمئزکننده و دردناک می‌کند. به خاطر همین است
که در سکس‌درمانی به زنانی که دچار سرد مزاجی و سایر مشکلات جنسی هستند،
تمرین خودارضایی تجویز می‌شود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در نوجوانان نیز این «آشنایی با بدن» یکی از مهم‌ترین عملکردهای
خودارضایی است. زیرا زندگی جنسی نوجوان، از شناخت بدنش شروع می‌شود. کشف
آلت جنسی به وسیله‌ی خودارضایی برای نوجوان احساسات متناقضی را به وجود
می‌آورد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;احتمال این می‌رود که این تجربه‌ی «کشف خود» برای او با احساس شرم و
گناه همراه باشد. البته باید گفت عامل این مسأله بیشتر فاکتورهای اجتماعی
- فرهنگی هستند تا تحولات درونی او. این مسأله خصوصا برای دخترها صدق
می‌کند. حتی در جامعه‌ی غرب نیز پسرها از دخترها خیلی راحت‌تر از
خودارضایی سخن می‌گویند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;نقش دیگری که خودارضایی برای نوجوان دارد این است که به او اجازه
می‌دهد تغییراتی را که در بدنش ایجاد می‌شود، بهتر بتواند کنترل کند. زیرا
نباید فراموش کرد که خود این که بدن نوجوان در حال رشد و تغییر مداوم است،
می‌تواند برای او مولد اضطراب‌های زیادی باشد. چرا که تمام تعریف‌هایی که
از خود تا کنون داشته است، دگرگون می‌شوند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;بدین ترتیب خویش را با «خود دیگری» مواجه می‌بیند که به سختی برایش
آشنا می‌نماید. حس‌هایی درش بیدار می‌شوند که برایش تازگی دارند. این که
نوجوان بتواند این «بدن جدید» را به عنوان «منشاء لذت» تجربه کند و نه
«مبداء گناه» به او اجازه می‌دهد که اعتماد به نفسی را در خودش گسترش دهد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;این اطمینان بیشتر به خود، به او یاری می‌دهد که در حوزه‌های دیگر زندگی با جرأت بیشتری خودش را تجربه کند. &lt;br /&gt;
نکته‌ی مهمی که باید به پدر و مادر‌ها تذکر داد، احترام به حریم خصوصی
نوجوان است. زیرا که آن‌ها به این فضا برای رشد روانی‌شان احتیاج مبرم
دارند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در بعضی از سایت‌های ایرانی مشاهده کردم که خودارضایی را به عنوان عامل
غرق شدن در اوهام و دور شدن از واقعیت ذکر می‌کنند. نکته‌ی مهمی که در
اینجا لازم است تذکر دهیم این است که تخیلات جنسی را باید از« هذیان» و
«توهم» که از عوارض بعضی بیماری‌های روحی است، متمایز کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;تخیلات جنسی در انسان امری طبیعی است که نقش آماده‌سازی او را برای
رابطه‌ی جنسی و همین طور برآورده کردن یک سری از نیازهای دیگر، بر عهده
دارد. متاسفانه در اینجا فرصت زیادی برای پرداختن به آن نداریم و برای
همین به وقتی دیگر موکولش می‌کنیم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;سؤال دیگری که من در بین ایمیل‌هایی که دریافت می‌کنم به آن برخورد
کرده‌ام، این است که آیا خودارضایی در کسانی که مجرد نیستند، غیرعادی و
نشانی از بیماری جنسی فرد نیست؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پاسخ من هر چند ممکن است تعجب یک عده را برانگیزد؛ اما باید عنوان کنم
که در بعضی افراد، رابطه‌ی جنسی با فرد دیگر به هیچ وجه نفی‌کننده‌ی
خودارضایی نیست. خودارضایی می‌تواند برای فرد جنبه‌های دیگری از لذت جنسی
را به همراه بیاورد و در بعضی موارد و پریودها که نیاز جنسی طرفین با هم
هماهنگ نیستند، می‌تواند به ارضای کامل‌تر نیازهای جنسی شخص کمک کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;پرسش معمول دیگری که با آن مواجهیم این است که آیا هنجار خاصی برای
دفعات خودارضایی وجود دارد؟ آیا خودارضایی می‌تواند تبدیل به یک اعتیاد
شود؟&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;باید بگویم که فاکتورهای زیادی در کمیت خودارضایی دخالت دارند. از جمله سن، مجرد یا متأهل بودن، وضع روحی و...&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در نوجوان‌ها و جوان‌ها، تعداد دفعات خودارضایی بیشتر است و این تصور
غلط است که تکرار خودارضایی باعث اعتیاد به آن می‌شود. به گفته‌ی
سکسولوگ‌ها اصطلاح «اعتیاد به خودارضایی» اشتباه است. باید گفت در افرادی
که خودارضایی بارها و بارها در روز تکرار می‌شود، این نه نشان اعتیاد به
آن، بلکه نشان این است که فرد از مشکل روحی دیگری رنج می‌برد که خودارضایی
تنها نمودی از آن است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;مثال بارز آن افرادی است که مبتلا به بیماری «وسواس تکانه‌ای»
(obsessive - compulsive disorer) هستند. این بیماری می‌تواند با
نشانه‌های متفاوتی در فرد خود را به نمایش بگذارد. مثلاً در روز ده‌ها بار
دستانش را بشوید و یا فکری مزاحم مدام به ذهنش هجوم بیاورد و یا بار‌ها در
روز به خودارضایی دست زند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;راه درمان (بر خلاف تصورات موجود در بین ما ایرانیان) این نیست که فرد
آلتش را با آب سرد بشوید یا از تنها بودن احتراز کند. به عبارتی دیگر سعی
در کاهش دفعات خودارضایی، به هیچ وجه کمکی به درمان ناراحتی اصلی فرد که
از جای دیگری نشات می‌گیرد، نمی‌کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در این موارد، به افراد توصیه می‌شود که به روان‌شناس مراجعه کنند.
زیرا روان‌درمانی می‌تواند مشخص کند که خودارضایی در چنین حالتی اضطرابی
اساسی‌تر را در خود پنهان کرده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;شخص با عمیق‌تر شدن در مسائل درونی و محیطی و به یاری روان‌شناس، قادر
خواهد بود تا ریشه‌های اصلی این اضطراب‌ها را کشف کند. در این صورت با
تخفیف مشکلات روحی، خودارضایی مکرر نیز که تنها عارضه‌ای از این مشکل روحی
هست، کاهش خواهد یافت.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;ولی این موارد محدود هستند و همان طور که به تفصیل مسأله را بررسی
کردیم، خودارضایی بخشی از زندگی جنسی اکثریت قریب به اتفاق انسان‌هاست.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;در انتها لازم است بگویم برای درک بیشتر سکسوآلیته‌ی انسان، لازم است
به ابعاد دیگر آن نیز پرداخته شود. پرداختن به این ابعاد را به مطالبی که
در آینده خواهم نوشت موکول می‌کنم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;small&gt;۱- Oeuvres anatomiques, physiologiques et medicales de &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;GALIEN &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;:ch . &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;DAREMBERG &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;; Paris 1856 &lt;br /&gt;
۲- J &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;STENGERS &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, A &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;VAN NEC,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Histoire d’une grande peur,PUF &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;BRUXELLES &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1984&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۳- همان P 49&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۴- D , &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;DUCHE &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, Histore de l’onanisme,p 28 ,  &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;PUF &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1994&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۵- J &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;STENGERS &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, A &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;VAN NEC,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Histoire d’une grande peur,P13,PUF &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;BRUXELLES &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1984&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۶- همان،p 67&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۷- &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;E.GUYENOT &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;: Les sciences de la vie aux 17e et 18e siècles, L’idée d’évolution, Paris 1941, p161&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۸- J &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;STENGERS &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, A &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;VAN NEC,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Histoire d’une grande peur,,PUB, &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;BRUXELLES &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1984, P 43&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۹- Michel DE &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;MONTAIGNE,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Essais, Garnier.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۰- D , &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;DUCHE &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, Histore de l’onanisme,p 28 ,  &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;PUF &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1994 , P 51&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۱- J &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;STENGERS &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, A &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;VAN NEC,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Histoire d’une grande peur, &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;PUB, BRUXELLES &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1984, P 25&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۲- M . &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;FRIDLAN,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; De l’education physiue de l’homme , &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;PARIS&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; 1815 , p412&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۳- Kinsey , Sexual behavior in the human 1948&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۴- J &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;STENGERS &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, A &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;VAN NEC,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Histoire d’une grande peur,PUB , &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;BRUXELLES &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;, 1984,P179&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۵- Grand dictionnaire universel du 19e siècle, t .X, Paris,1873, pp.1320-1322 .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۶- خلاصه ای از این کار تحقیقی در سایت گویا نیوز منتشر شده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۷- British jornal of urologie international ,vol 91, p 211&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۸- &lt;u&gt;&lt;a href=&quot;http://www.sexoconseil.com&quot;&gt;http://www.sexoconseil.com&lt;/a&gt;&lt;/u&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
۱۹- &lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;&lt;span class=&quot;caps&quot;&gt;G.LELEU,&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; Le traité des caresses, poche 2003&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;

&lt;center&gt;***&lt;/center&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 26 Oct 2007 10:14:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mojgankahen&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>mojgankahen</dc:creator>
<guid>http://mojgankahen.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حضور مولکول های عشق در ارگانیسم ما</title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT size=3&gt;دانش بیولوژی به ما نشان می دهد که در حقیقت عشق نیز مثل غریزه ی جنسی پدیده ای نه تنها فرهنگی، بلکه به نوعی در بیولوژی انسان ثبت شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محققین دهه های اخیر، در ارتباط با عاشقی و نیز تغییر و تحولاتی که در ارگانیسم بدن ایحاد می کند، تحقیقات فراوانی کرده اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به عقیده ی «مک ژانرود»-Mac JEANEROD - احساس هایی که در ارتباط با محیط اطرافمان در ما ایجاد می شود، عملکردهای خاص خودشان را دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبق گفته ی دانشمندان «جستجوی لذت و رضایت» در تمام مهره داران وجود دارد و از عناصر اصلی بقای آنها است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به عقیده ی این متفکرین ، تکامل طبیعی این دو نیاز را در جهت تضمین بقای انسان در او جا داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;کشش بین دو نفر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;در تحقیققات اخیر، در انسان و نیز در سایر حیوانات، ترکیباتی شیمیایی یافته شده است که به آن ها «فرومون» phéromones می گویند.&lt;BR&gt;طی یکی از آزمایشات دریک سالن سینما، بعضی از صندلی ها را به یک «فرومون» مردانه آغشته کردند و با کمال حیرت مشاهده کردند که اکثریت قریب به اتفاق خانم ها بطور ناخودآگاه گرایش به انتخاب این صندلی ها دارند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در بسیاری از حیوانات این ترکیبات می توانند جانور را از حضور جنس مخالف در کیلومترها آنطرف تر آگاه کنند. این ترکیبات از پوست ترشح می شوند و حاوی پیامی شیمیایی برای جانور هم نوع می باشند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در انسان نیز این ترکیبات می توانند یکی از عوامل کشش جنسی ما باشند. می توان تصور کرد که هر فرد «فرومون» خاص خودش را دارد که به عنوان عاملی برای جذب کردن و یا جذب نکردن دیگری عمل می کند.این تئوری نسبتا جدید است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طی یکی از آزمایشات دریک سالن سینما، بعضی از صندلی ها را به یک «فرومون» مردانه آغشته کردند و با کمال حیرت مشاهده کردند که اکثریت قریب به اتفاق خانم ها بطور ناخودآگاه گرایش به انتخاب این صندلی ها دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در سال ۱۹۹۱ دکتر «داوید برلینر» اعلام کرد که دو نوع از فرومون های انسانی را روی ۳۰۰ نفر آزمایش کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نتیجه ی مشاهدات وی نشان می دهد که در حضور این ماده افراد بر میزان آرامش شان افزوده می شود و با هم سر گفت و گو را باز می کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;او از این ترکیبات به عنوان عامل بهبود بخش روابط انسانی یاد می کند و در عین حال نشان می دهد که یکی از این فرومون ها روی زن ها و دیگری روی مرد ها تاثیر می گذارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طبق آنچه دکتر «ایوان ردریگزYvan-« RODRIGUEZ - عنوان می کند، رفتارهای بشر بیشتر تحت تاثیر حس بینایی هستند تا بویایی و نباید انتظار داشت که با خریدن فرومون هایی که در بازار به فروش می رسند، بتوانیم دل محبوب دیرینه مان را تسخیر کنیم. این عمل شاید در روی حیوانات بسیار موثر باشد ولی در انسان عوامل دیگری نیز دخیل هستند .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;هورمون عشق&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;بدن ما هورمون عشق را زمانی که عاشق هستیم به میزان زیادی ترشح می کند. احساس خلسه ی عاشقانه ای که در زمان عاشقی تجربه می کنیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این هورمون می باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تاثیر بالا رفتن میزان این هورمون بی شباهت به اثرات بعضی مواد مخدر و ورزش های سنگین نیست.&lt;BR&gt;بدن ما هورمون عشق را زمانی که عاشق هستیم به میزان زیادی ترشح می کند. احساس خلسه ی عاشقانه ای که در زمان عاشقی تجربه می کنیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این هورمون می باشد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در رابطه ی عاشقانه بالا بودن میزان هورمون عشق در هر دو طرف باعث می شود که بتوانند شب های متوالی تا صبح بیدار بمانند حرف بزنند و با هم عشقبازی کنند.&lt;BR&gt;این ماده از خانواده ی آمفتامین است .کمبود این هورمون یکی از نشانه های افسردگی است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اثر دیگر این هورمون آزاد کردن دپامین می باشد. یکی از عملکردهای دپامین در ما، افزایش رفتارهایی است که برای ما لذت و رضایت به همراه می آورد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زمانی که از انجام کاری به ما احساس خوشحالی دست می دهد، دپامین با انتقال این احساس شادی به مغز، ما را به تکرار آن عمل ترغیب می کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به همین دلیل است که دو فرد وقتی عاشق یکدیگر هستند می توانند ده ها بار در روز به هم تلفن کنند و ساعت های متوالی با هم بمانند.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;هورمون دلبستگی &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;با گذشت زمان، دو فرد از فاز «جنون عاشقی » خارج می شوند. زیرا ارگانیسم به میزان pea (هورمون عشق) عادت می کند.در اینجاست که هورمون های دیگری ادامه ی پیوند دو نفر را تضمین می کنند .یکی از این هورمون ها، اکسی توسین نام دارد.&lt;BR&gt;آرامشی که نوازش در ما ایجاد می کند نیز تا حدی در اثر بالا رفتن هورمون اکسی توسین است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اکسی توسین، در احساس وابستگی و دلبستگی دو فرد نقش عمده ای بازی می کند. این هورمون در زمان عشق بازی نیز ترشح می شود و احساس رضایت و پیوند میان دو نفر را ایجاد می کند.&lt;BR&gt;آرامشی که نوازش در ما ایجاد می کند نیز تا حدی در اثر بالا رفتن هورمون اکسی توسین است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انسان موجودی پیچیده است و فاکتورهای بی شماری ازجمله اجتماعی، فرهنگی، ساختار روانی و تربیتی نیز بر احساسات او تاثیر گذار هستند و خلاصه کردن عشق به تغییرات بیوشیمی بدن، نادیده گرفتن این عوامل است.از طرفی نباید قراموش کرد که این فاکتورها روی هم تاثیر متقابل دارند.i&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Jul 2007 22:26:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mojgankahen&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>mojgankahen</dc:creator>
<guid>http://mojgankahen.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حضور بیگانه</title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در را برویم باز می کند. در نگاهش شادی عجیبی موج می زند.شادی که نگاه آبی اش را شفاف تر از دفعه ی قبل کرده است.می گوید فکر نمی کرده که بی آیم .آخر چه کسی را دیدی که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;دعوت &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;شخص غریبه ای که در ایستگاه اتوبوس انتظار می کشد را بپذیرد. همانطور با ناباروی نگاهم می کند. به صندلی اشاره می کند و می نشینم.هنوز با چشمانش مرا بر انداز می کند . مثل اینکه می خواهد به ذهن بد بینش بگوید : &quot;دیدی آمد؟ حالا دیگه ساکت شو و منو با اون تنها بذار. &quot;بعد بلند می شود ازم می پرسد &quot;چایی می خوری یا قهوه؟&quot;برایش توضیح می دهم که در مملکت ما همه علاقه ی خاصی به چایی داریم. منتظرم بپرسد مملکتم کجاست؟ ولی هیچ نمی گوید و به آشپزخانه می رود.بی اختیار به یاد آشناییمان در ایستگاه اتوبوس می افتم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در کنارش نشسته بودم سرم پایین بود و مجله ای که دستم بود ورق می زدم. سنگینی نگاهش&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;برمن باعث شد سرم را بطرفش بگردانم.بی اختیار در نگاهش غرق شدم کم پیش می آید که نگاهی اینقدر مرا جذب کند.در این که چشمان بسیار زیبایی داشت شکی نبود ولی غیر از آن نگاهش یک چیز عمیق و مرموز رانیز از خود ساطع می کرد. بی اختیار به اجزای صورتش خیره شدم. با وجود اینکه سنش خیلی زیاد بود، ولی صورتش جذابیتی فوق العاده داشت. با خودم فکر کردم خدا می داند وقتی جوان بوده چند تا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;عاشق و بی قرار داشته است .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;بی اختیار با او شروع به حرف زدن کردم. در مورد اتوبوس که مثل همیشه دیر کرده چیزی گفتم.دهانش را باز کرد که جوابم را بدهد.صدایش گرفته بود سرفه ای کرد و گفت&quot;:می بخشین که صدای من گرفته.راستش من چون زیاد پیش نمی آید که حرف بزنم در نتیجه موقع حرف زدن صدایم می گیرد&quot;.وقتی نگاه متعحب مرا دید، برایم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;توضیح داد که تنها زندگی می کند و چون هنوز مشاعرش را از دست نداده، پس هیچوقت پیش نمی آید &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;با خودش حرف بزند وچون آدم کم می بیند در نتیجه تارهای صوتی اش گاهی ساعتها بی تحرک&amp;nbsp; می مانند ونتیجه اش این می شود که وقتی دهانش را باز می کند بزور صدایی از آن خارج می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;بعد شروع کرد برایم توضیح دادن در مورد محله ای که درش زندگی می کند. گفت که 45 سال پیش هیچ کدام از این ساختمان ها وجود نداشته و تا چشم کار می کرده مزرعه بوده و آن رو برودرست همانجایی که پارک قرار دارد مزرعه دار ها گوجه و سبزی و سیب می فروختند...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;از آشپزخانه بیرون می آید سینی چایی را روی میز می گذارد و روبرویم می نشیند. باز به صورتش خیره می شوم. تا به حال هیچ گاه خیره شدن به چهره ی یک پیرزن اینقدر برایم لذت بخش نبوده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;می گوید 60 سال است که در این خانه زندگی می کند. از همان 20 سالگی که ازدواج کرده. بعد از چند سال که شوهرش می گذارد و می رود، او اینجا می ماند. بچه هم ندارد .سرم را بالا می کنم و به اطرافم خیره می شوم. روی دیوارها در نقاط مختلف چند قاب عکس می بینم .تمام این قاب عکس ها یک وجه اشتراک دارند و آن اینکه در آن ها عکس سگی جا سازی شده. &amp;nbsp;سگ ها هیچ کدام شبیه به &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;هم نیستند ولی همه شان دمشان را بالا گرفته اند دهانشان باز است و زبانشان بیرون آمده. مسیر نگاه مرا دنبال می کند. بعد می آید دستم را می گیرد و مرا نزدیک یکی از عکس ها می برد.برایم از او می گوید. می فهمم اسمش ملودی بوده و عاشق دویدن و بازی کردن در پارک. می توانسته ساعت ها روی پاهای او یلم دهد ودر نوازش هایش غرق شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;پیرزن اشکش جاری می شود. زیرا ملودی هم مثل بقیه سگ هایش مرده است.می گوید:&quot; می دانی؟سگ ها اگه دواشکال نداشتن خیلی راحت می توونستن جای یک آدم رو پر کنن اونا عمرشون از ما خیلی کوتاه تره و دومین اشکالشون اینه که حرف نمی زنن.البته وقتی باشون حرف می زنی یه جوری نگات می کنن که انگار ذره ذره حرفاتو می بلعن .ولی بالاخره یه روز&amp;nbsp;می میرن و داغش می مونه روی دل تنهات&quot; .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;بعد با نگاهی غمگین تمام عکس های دیوار را دنبال می کند وهمچنان اشک می ریزد.یک لحظه از ذهنم می گذرد که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;در آغوشش بگیرم و موهایش را با دستانم نوازش کنم. ولی خیلی زود به خاطر می آورم که چقدر با او بیگانه ام.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Mar 2007 06:08:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mojgankahen&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>mojgankahen</dc:creator>
<guid>http://mojgankahen.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یهودی های دسیسه گر و اتاقهای گازخیالی  </title>
<link>http://mojgankahen.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;STRONG&gt;قبل از خواندن این مقاله به شما توصیه می کنم فیلم زیر را نگاه کنید.خصوصا دوستان عزیزی که در ایران زندگی می کنند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;FONT size=7&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=7&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=4j6ikP0Y-28&amp;amp;mode=related&amp;amp;search=&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=7&gt;&lt;STRONG&gt;جنایت مدرن&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;نگاهی بر انکارگرایان پدیده ی هولوکوست&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;انکار گرایی گفتمانی است که در آن واقعیت قتل عام یهودی ها بوسیله ی نازی ها و همدستان شان در جنگ جهانی دوم، نفی می شود.انکار گرا ها برای خودشان نام&quot;رویزونیست&quot; را برگزیده اند.به این صورت ادعا دارند که سعی شان بازنگری علمی تاریخ می باشد.&quot;بازنگری تاریخ&quot; عبارت ازمرور دوباره ی دانسته های تاریخی است.اما نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;بازنگری تاریخی، قوائد خاص خودش را دارد &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;و رعایت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;این قوائد برای&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;مورخین اجتناب ناپذیر است. زیرا در غیر این صورت این بازنگری جنبه ی علمی خود را از دست می دهد.گفتما ن های انکار گراها، به دلیل زیر پا گذاشتن کامل تمام این قائده های تاریخ شناسی، نه تنها با معیا رهای علمی مطابقت نمی کنند، بلکه ماهیتی &quot;ضد تاریخی&quot; دارند.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;آنها به دستکاری تاریخ می پردازند و حتی تا خیالبافی پیش می روند. به این دلیل نام رویزیونیست به هیچ وجه مناسب آنها نیست . بنا به دلایل ذکر شده تاریخ دانان آنها را &quot;انکار گرا &quot;می نامند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;لغت انکار گر توسط تاریخ دان معاصر&quot;هانری روسو&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn1&quot; href=&quot;http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;B style=&quot;mso-bidi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: FR&quot;&gt;[1]&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&quot;در سال 1987 مطرح شد وآن به این دلیل که به عقیده ی او، این پدیده بیشتریک&quot;سیستم تفکر&quot;،یک &quot;ایدئولوژی&quot;است تا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;یک روش علمی و یا حتی انتقادی واز این جهت ، به آن نمی توان نام بازنگری تاریخ را اتلاق کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;گفتمان انکارگراهاعنوان می کند که رایش سوم ، قصد نابود کردن یهودی هارا نداشته و اتاق های گاز وجود خارجی نداشته اند.آنها نه تنها قتل عام یهودی ها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;را بلکه قتل عام عقب مانده های ذهنی و کولی ها را نیز توسط نازی ها نفی می کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;زمانی که از آشویتز و سایر اردوگا ه های مرگ سخن می گویند، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;آنها را تنها به عنوان محل هایی برای ضد عفونی کردن لباس ها به حساب می آورند و معتقدند تمام این ها دروغ هایی است که برای تشکیل و تحکیم دولت اسرائیل ساخته و پرداخته شده است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روش انکارگراها برای تحلیل مسائل، &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;روشی انحرافی است. زیرا به افسانه پردازی و دستکاری جزئیات خلاصه می شود.آنها در تمام فرضیه های اولیه شان جواب های نهایی را دارند و بخاطر همین است که به ضد تاریخ بدل می شوند.زیرا پیش از اینکه هدف کشف واقعیت را داشته باشند، از آن به عنوان ابزاری برای انتشار افکار ایدئولوژیکشان استفاده می کنند. در اینجا برای اینکه با این پدیده بیشتر آشنا شویم، به شرح مختصر افکار یک انکار گرا&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;به نام روبرت فریسون می پردازیم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روبرت فوریسون&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;U&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;SPAN style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/U&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;روبرت فریسون یکی از انکارگراهای فرانسوی است.به عقیده ی او، یهودی ها برای اینکه بتوانند کشورشان را تشکیل دهند،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;دروغ به این بزرگی را اختراع کرده اند.او از&quot;جادوی اتاق های گاز&quot;سخن می گوید و حمایت از فلسطینی ها را با نفی کامل هولوکوست برابر فرض می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;یکی از مشخصات روبرت فورسیون&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و اکثر انکار گراها این بوده است که می خواهند به گفتارشان ظاهرعلمی بدهند و تمام عناصری که در نتیجه گیری به ضررشان تمام می شود را نادیده بگیرند،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;یا آنها را جزئی جلوه دهند ویا توجیه کنند. او در کتاب &quot;مشکل اتاقهای گاز&quot;اینطور می نویسد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&quot;مقاصد جنایتکارانه ای که به هیتلرنسبت می دهند، هیچوقت ثابت نشده است.این تصاویر همه اش نتایج تبلیغات جنگ واشاعه نفرت است.تاریخ پر است از این دروغ پردازان.علاوه براینکه در قرن حاضر از وسایل ارتباط جمعی نیزدر این جهت اشاعه افکاردروغ استفاده می کنند. &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn2&quot; href=&quot;http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn2&quot; name=_ftnref2&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;B style=&quot;mso-bidi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: FR&quot;&gt;[2]&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;یکی از مشخصات نوشته های روبرت فوریسون عدم تحول و تکرار همان مفاهیم در جملات گوناگون و و به نوعی بازی با کلمات است.انکار گرایان از چند عنصر فراتر نمی توانند بروند ودرحوضه محدود افکارشان حبس می شوند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در آثار روبرت فوریسون چند نکته ی اصلی به چشم می خورد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;1- وجود کوره های آدم سوزی را انکار نمی کند ولی اذعان می کند از آن ها برای سوزاندن جنازه ها در جهت جلوگیری از گسترش اپیدمی استفاده می کردند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;2- وجود اتاق های گاز رابه کل منکر می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;3 - معتقد است که هیتلر دستور قتل عام یهودی ها را صادر نکرده است.نه تنها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;هیچ یهودی،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;بلکه هیچ انسانی را بخاطر نژاد و مذهبش محکوم به مرگ نکرده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;4 –&quot; راه حل اساسی&quot; برای هیتلر مهاجرت یهودی ها به غرب بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;5 - تعداد یهودی های کشته شده توسط هیتلر از&quot;صفر&quot;تجاوز نمی کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;6 – اگر چند یهودی کشته شده اند به دلیل خود جنگ و دلیل های طبیعی بوده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;7 – قتل عام یهودی ها اختراع صهیونیست هاست و تنها نفعش را دولت اسرائیل می برد. یهودی ها برای اینکه به دنیا احساس گناه بدهند و ترتیب برقراری کشور اسرائیل را بدهند،این دروغ را اختراع کرده اند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;8 – تمام اشخاصی که در این جریان شهادت داده اند دروغ گفته اند.&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; style=&quot;mso-footnote-id: ftn3&quot; href=&quot;http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn3&quot; name=_ftnref3&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-special-character: footnote&quot;&gt;&lt;SPAN class=MsoFootnoteReference&gt;&lt;B style=&quot;mso-bidi-font-weight: normal&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR; mso-fareast-language: FR&quot;&gt;[3]&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/A&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;یکی از ضربه های مهمی که فوریسون و جریان انکارگراها وارد شد، تغییر جهت یکی از همکاران&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;بسیارنزدیکش بود.این فرد ژان کلود پرساک نام داشت.پرساک در ابتدا رویزیونیست بود و برای فوریسون کار می کرد. فوریسون از همان ابتدا بر پشتکار پرساک درجهت رواج افکارش و رسیدن به نتایجی جدید، خیلی حساب می کرد.ولی تنها چیزی که حدس نزده بود این بود که تشنگی پرساک برای کشف حقایق طوری بود که در طی تحقیقاتش و سفرهای متعددش به آشویتز و بررسی و مطالعه دقیق مدارک موجود در موزه ی آشویتزبه این نتیجه رسید&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که دلایلی که فوریسون و یارانش برای انکار اتاق های گاز عنوان می کنند بی پایه می باشندو اساس آنها بر دستکاری و یا نادیده گرفتن مدارکی است که باافکارشان در تضادند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;یکی از دلایلی که فوریسون برای نفی وجود اتاق های گاز عنوان می کند،عملی نبودن استفاده از گاز سیان هیدریک برای کشتار دست جمعی است.طبق گفته او این گاز به دلیل ماندن در فضا، برای خود کسانی که از آن استفاده می کنند نیزخطر مرگ به همراه دارد.به این مفهوم که اگر چنین اتاقی واقعیت داشت خود افرادی که برای جمع آوری اجساد به اتاق وارد می شدند نیز جانشان را از دست می دادند.از اینجا به این نتیجه می رسد که اتاق گاز به علت عملی نبودنش نمی توانسته وجود خارجی داشته باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;ژان کلود پرساک به ما نشان می دهد که اشتباه عمده ی فوریسون، عدم شناخت صحیحش در این حوزه است.تحقیقات دانشمندان معتبر نشان داده است که با تجهیزاتی نه چندان پیچیده، امکان استفاده از گاز سیان هیدریک برای این هدف امکان پذیر می باشد.نکته ی مهمی که در این تجهیزات باید رعایت شود، برخورداری از دستگاه تهویه ای قوی است که بعد ار به قتل رسیدن افراد ، مواد سمی موجود در فضای اتاق را از محیط خارج کند و بدینگونه تخلیه اجساد و حمل آن ها به کوره ها را امکان پذیرسازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;فوریسون برای اینکه بتواند دلایل محکم تری برای اثبات نظریه عدم وجود اتاق های گاز بیابد، شخصی به نام لوکتر&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FR-BE dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;را برای تحقیق و نمونه برداری به آشویتزفرستاد .لوکتر از بخشهای مختلف ساختما نهایی که کوره ها&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و اتاق گازها را در برمی گرفته نمونه برداری کرد. هدف او از این نمونه برداری اندازه گیری میزان سیانور موجود در محل بود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;(حضور سیانور به منزله ی استفاده از گاز سیان هیدریک در آنجا بوده است.) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;طبق نتیجه ای که لوکتر ارائه داد،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;میزان سیانورموجود درنمونه های&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;اتاق گاز، پایین تر از میزان سیانور اتاقهایی است که در آن ها برای شپش ضدایی لباسها ، از گاز سیان هیدریک استفاده می شده است و عنوان حتی در بعضی نمونه ها نیز سیانور به چشم نمی خورد.&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;فوریسون از آزمایش های لوکتر نتیجه می گیرد که هیچکس در این محل ها توسط گاز به قتل نرسیده است.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;با عمیق تر شدن در شرایطی که آزمایش های لوکتر در آن انجام شده است و نتایج آن شاهد اشتباهات فاحش انکار گراها می شویم:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;اولین نکته ای که باید عنوان کرد این است که شپش ها به مراتب از انسان نسبت به مسمومیت به گاز سیان هیدریک مقاوم ترند. این گاز با غلظت 0.3 گرم در متر مکعب، آن هم در مدت کوتاه چند دقیقه، برای انسان کشنده است. در حالی که برای نابود کردن شپش ها غلظت 5 گرم در متر مکعب وزمان حداقل 2 ساعت لازم است و برای اینکه تمام حشرات نابود شوند، این زمان به 6 ساعت می رسد. در اثرتماس زیاد حتی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;رنگ دیوارها نیزبیشترتغییر می کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;مدت تماس گاز سیان هیدریک با دیوارهای اتاق های گازاز 10 دقیقه در روز بیشتر تجاوز نمی کرده است. در حالی که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;اتاق ها یی که در آن ها لباس ها را شپش زدایی می کردند، به مدت 12 تا 18 ساعت در روز و دمای فرای 30 درجه سانتیگراد، در معرض گاز سیان هیدریک ان هم با غلظتی برابر 5 گرم در متر مکعب،بوده اند.این مسئله باعث تغییر رنگ دیوارهای این اتاق ها شده است. چیزی که در اتاق های گاز کمتر به چشم می خورد و آن به علت کم بودن زمان تماس در روز و نیز دمای پایین تر این اتاق ها می باشد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;نکته ی متناقضی که در گفتار فوریسون به چشم می خورد این است که هرچند استفاده از گاز اسید سیان هیدریک را برای کشتن انسان ها غیر عملی و خطرناک می داند، ولی اذعان می کند از این روش برای کشتن شپش ها استفاده می شده است . نکته اینجاست که با توجه به غلظت مورد نیاز برای انهدام شپش ها که بسیار بیش از غلظت مورد نیاز برای انسانها است، پس باید نتیجه بگیرد که این استفاده هم به دلیل خطراتی که برای استفاده کننده دارد باید غیرعملی باشد. ولی فریسون چون نیاز دارد که وجود آثار سیانور را به گونه ای توجیه کند ، پس این مورد را می پذیرد بدون این که به تناقض موجود در گفتارش توجه کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در هر صورت فوریسون و همکارانش آتارسیانور را در دیوارهای اتاق های گازرا نمی تواند انکار کنند، در جسثجوی ابداع دلیل دیگری که این مسئله را توجیه کند می گردند.او اعلام میکند که گاز سیان هیدریک برای ضد عفونی کردن این محل ها استفاده می شده است.این نکته از لحاظ علمی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;درست نیست. زیرا اسید سیان هیدریک به هیچ وجه قابلیت از بین بردن باکتری ها را ندارد.برای ضد عفونی کردن یک مکان معمولا از ترکیبات دیگری مثل کلرور کلسیم، آب ژاول و ترکیباتی از این قسم استفاده می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در نمونه برداری های لوکتر اشکالات دیگری نیز به چشم می خورد.به عنوان مثال او در نمونه هایی که بازمانده های اتاق گاز 2 آشویتز برداشته است به عدم حضورسیانور را اشاره می کند.در حالی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;که اتاق گاز 2 ، به نسبت اتاق های گاز دیگر بیشتر استفاده شده است .لوکتر نتایج نمونه برداری این بخش را دلیلی بر خیالی بودن این ااتاق گاز می داند.اما نکته ای که نه فریسون و نه لکتور به آن اشاره می کنند این است این منطقه از آشویتز در ژانویه 1945 توسط نازی ها منفجر شده است و خرابه های این بخش هر تابستان با 30 سانتیمتر آب پوشیده می شود و گاهی با آب شدن برف ها میزان آب تجمع شده در این قسمت به یک متر می رسد.فقدان سیانور در این بخش بسیار قابل فهم است.زیرا ازسال 45 تا زمان آزمایش لوکتر، تجمع هر ساله آب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;در آِن بخش باعث حل شدن تمام سیانور باز مانده شده است. نکته مهمی که تایید کننده این گفته می باشد این است که در پایان سال 1945 یک تحقیق &quot;سم شناسی&quot;توسط متخصصین قضایی کراکویردر این بخش انجام شد و نتایج حاکی از وجود میزان قا بل توجهی سیانور در این ناحیه می باشد.مقداری از میله های مسی ورودی های این اتاق گاز هنوز در موزه آشویتز نگهداری می شوند و آغشته به سیا نور می باشند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;دلیل دیگری که لوکتر برای غیر ممکن بودن وجود اتاق های گاز عنوان می کند این است که اتاق گاز و کوره های آدم سوزی در نزدیکی هم نمی توانند وجود داشته باشند. زیرا به محض باز شدن در ورودی اتاق گاز، که مملو از اسید سیان هیریک است گاز در تمام اطراف پخش می شود و به کوره های روشن نفوذ می کند و ترکیب آن با هوا باعث انفجار و تخریب ساختمان می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در این نوع تحلیل،&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نکته ای که لوکتر اصلا به آن توجه نکرده است این است که دزی که اس اس ها برای قتل انسان ها استفاده می کرده اند از میزان آستانه که در آن گاز سیان هیدریک منفجر می شودد (67.2گرم در متر مکعب) به مراتب پایین تر بوده است و به خاطر همین امکان انفجاز صفر بوده است.اشکال ااصلی فریسون و لوکترو نیز سایر انکارگراها تنها اشکالات متدلوژیک نیست.بلکه آنها بطور آگاهانه یک سری اطلاعات بدست آمده را دستکاری می کنند.به عنوان نمونه نقشه هایی که از منطقه 4 و 5 آشویتز ارائه می دهند هم از لحاظ ابعاد هم از لحاظ سایر مشخصات، کاملا با نقشه های اصلی ناهماهنگی دارد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;فوریسون حتی ازدستکاری معنای لغات وقتی به متون آلمانی رجوع می دهد هم ابایی ندارد.ویکتور بورتون که مترجم متون تخصصی است و جزو کسانی است که در دادگاه علیه فوریسون شهادت داده است به خوبی تقلب ها و دستکاری هایی که فوریسون در متون ترجمه شده اش مرتکب شده را بز ملا می کند.نتیجه ی این تقلب ها این بود که فوریسمن مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;یکی دیگر از عملکردهای انکار گراها از جمله فوریسون که کار آنها را از کادر علمی خارج می کند این است که در یک کار علمی زمانی که فرضیه های اولیه با داده های به دست آمده در تضاد قرار می گیرد، یک محقق فرضیه هایش را مردود اعلام می کند. در حالی که فوریسون وقتی نتایج بدست آمده با فرضیه هایش جور در نمی آمد، آن نتایج را باطل اعلام می کرد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به عنوان نمونه زمانی که در تحقیقاتش در زمینه اردوگاه های نازی ها، به لیست هایی از اسامی برخورد می کرد که علت مرگشان معلوم نبود یا از سرنوشتشان اطلاعاتی در دست نبود، این مسئله را اینگونه تعبییر می کند که حتما این ها افرادی بوده اند که توسط آلمان ها آزاد شده اند و یا به مرگ طبیعی مرده اند و نازی ها فراموش کرده اند که در فیش ها شان آن را ذکر کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در روش کار انگارگراها، عدم وجود اتاق گاز یک اصل است نه یک فرضیه و هر داده ای که خلاف آن را اثبات کند اشتباه تلقی می شود. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;در سال 1991 پرساک توانست به مدارک جدیدی دست یابد که در آنها بسیاری از ابهامات در مورد چگونگی این کشتار دست جمعی آشکار شد و به دنبال آن پی پایه بودن تفکرات انکار گراها بیش از پیش خود را به نمایش گذاشت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;در حقیقت بسیاری از مدارک و اسناد به جا مانده از آلمانها، در سال 1945 توسط روس ها به روسیه منتقل شده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FR-BE dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;KGB&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;به مدت 50 سال اجازه ی رجوع به این مدارک را به کسی نداده بود.ژان کلود پرساک اولین کسی بود که در سال 1991 اجازه یافت که به آنالیز این مدارک بپردازد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: 200%; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA; mso-ansi-language: FR-BE&quot;&gt;پرساک در کتابی که براساس این مدارک بدست آمده نوشته است نشان می دهد که این استفاده از متد گازنبوده که&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;برای آلمان ها مشکلهای تکنیکی عمده به همراه داشته است، بلکه مشکل اصلی نازی ها ه